أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

مقدمهء مترجم 25

فتوح البلدان ( فارسى )

پس از معتز به ترتيب المهتدى و المعتمد به خلافت رسيدند كه خلافت اولى يك سال و از آن دومى حدود بيست و دو سال به طول انجاميد . لكن در اين دوران ديگر ذكرى از تقرب بلاذرى به دستگاه خلافت در ميان نيست و از شواهد موجود برمىآيد كه وضع مالى وى تعريفى نداشته و محتملا بر اساس قاعدهء « قرار در كف آزادگان نگيرد مال » ، نويسندهء ما نيز - به سان اماثل خويش - مالى نيندوخته به دوران كهولت قدم نهاده بود . از جملهء اين شواهد چند داستان دربارهء مراجعهء بلاذرى به وزراى زمان المهتدى و المعتمد يعنى عبيد الله بن يحيى بن خاقان و احمد بن صالح بن شيرزاد و ابو الصقر اسماعيل بن بلبل است ، كه اين حضرات - طبق قاعدهء معمول و بويژه چنان كه رسم اصحاب مقام در همهء ازمنه و امكنه است - در برابر خواستهء وى هر يك به نحوى پشت چشم نازك كرده و بىمهرى نشان داده‌اند « 1 » . بلاذرى در پايان خلافت المعتمد يا آغاز خلافت المعتضد يعنى سال 279 هجرى قمرى ( برابر با 892 ميلادى ) جهان را وداع گفت و آن زمان ، بنا بر آنچه در خصوص تاريخ تقريبى ولادت وى گفتيم ، حدود هشتاد سال از عمرش مىگذشت . شيوخ و شاگردان و سفرهاى بلاذرى ياقوت ، ابن عساكر ، عسقلانى ، ابن نديم و ديگران روايت كرده‌اند كه بلاذرى در دمشق و حمص و انطاكيه و عراق از جمع

--> ( 1 ) . اين داستانها را ياقوت به نقل از صولى و جهشيارى روايت كرده است ( معجم الادباء : احمد بن يحيى بن جابر ) .